او از فیلسوفان ملطی به شمار میرود و برخی او را آغازگر فلسفه دانستهاند. همچنین گفتهاند که وی در سوداگری تیزهوش بوده است.
دیدگاه تالس:
1. اصلِ همه چیز «آب» است.
(یعنی وی پراکندگیها را برآمده از چیزی یگانه میداند. پس او در نگرش خود، فراوانیها و پراکندگیهای جهان را یگانهسازی کرده است، یعنی همان چیزی که در فلسفه وحدت کثرات گویند. با این همه، نیک روشن نیست که آیا او آب را مادهی نخستین میداند یا مایهی همهی چیزهای جهان. گرچه بیشتر چنین مینماید که دومی منظور وی بوده است. نکتهی دیگر آن است که او با چنین دیدگاهی ناگزیر پذیرفته است که میانِ «بود» و «نمود» فرق است. زیرا که ما چنین نمیبینیم که همه چیز در جهان آب است، پس نمودِ جهان آبگونه نیست گرچه بودش از آب است. و دیگر آنکه این برداشتِ وی گرچه سادهانگارانه مینماید، کوششی بود برای شناخت فلسفی یا خردگرایانهی جهان به جای شناختی بر پایهی اسطورهگرایی.)
2. زمین گویگون (: کُرهای) نیست بلکه قُرصمانندی است که بر روی آب است.
3. آهنربا جان دارد.
